العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
529
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
به مسكرات دارد از دختر دادن به او نهى شده است ، اگر چه دختر بدان راضى باشد ولى ولى نبايد اجابت كند و ولايتش ساقط نمىشود و به نظر مىرسد اگر خواستگار عيب ديگر دارد غير فسق هم ولى بتواند مخالفت كند چون در حديث فرمود « من ترضون خلقه و دينه » آن كه خوى و دين او را به پسنديد رد نكنيد . اگر خواستگار فقير باشد و دختر و ولى فقر او را بدانند و راضى شوند عقد صحيح است و لازم يعنى نمىتوانند فسخ كنند و چون راضى شدهاند بايد بدان ملتزم باشند اما اگر ندانند و پس از عقد فقر او معلوم شود زن مىتواند عقد را فسخ كند و بعضى گويند نمىتواند و اگر هنگام عقد مالدار بود و قادر به نفقه و پس از آن فقير و عاجز گشت ابن جنيد فرمود مىتواند زن خودش فسخ كند و در روايت است كه اگر مرد نفقه زن را ندهد حاكم مىتواند آنها را از يكديگر جدا كند و آن شامل مىشود مردى را كه بتواند نفقه دهد و ندهد و بعضى گويند حاكم فسخ كند و اگر او فسخ نكرد زن خود فسخ كند و احتياط آنست كه حاكم شوهر را مجبور كند يا بطلاق دادن يا به نفقه دادن و به فسخ تنها اكتفا نكند و شوهر كه غائب شود حكمى ديگر دارد كه در طلاق ذكر كردهاند . فصل چهارم در متعه